گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
198
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
ماكرونها « 1 » و كلخيدها « 2 » قبل از اينكه راهنما يونانىها را ترك گويد دهى را كه شبانگاه بايستى در آنجا استراحت نمايند به آنها نشان داد و افزود از چه راهى مىتوانستهاند به سرزمين ماكرونها كه خط سير بعدى آنان بوده است بروند . آنگاه از آنها جدا شده به طرف ديار و خانهء خود رهسپار گرديد . سرزمين ماكرونها بوسيلهء رودخانهاى احاطه شده بود كه سراسر كنارهء آن را تازه درختانى كاشته بودند . يونانىها به قطع اين نهالها پرداختند تا در رودخانه ريخته آسان عبور كنند . هنوز ديرى از اين اقدام ايشان نگذشته بود كه در طرف ديگر رودخانه ماكرونها مسلح با نيزه و سپر ظاهر شدند و يونانىها را سنگسار كردند ولى سنگ آنها به هدف نميرسيد . در آن حين يكى از سربازان نزد گزنفون آمده اظهار داشت : « وقتى كه كودك بودم مرا در آتن برده به غلامى فروختند و هيچ وقت والدينم را نشناختهام و معلوم نشد كه به چه قوم و نژادى متعلق بودهاند . ولى در اينجا زبانى را كه يادم هست در عهد كودكى حرف ميزدم
--> ( 1 ) - Macronians سكنه نواحى كوهستانى گمشخانهء فعلى تركيه بين ارضروم و طرابوزان . م ( 2 ) - Colchids اهالى گرجستان غربى . م